سودای جهانی شدن از آرمان های بهائیت است. دین جهانی و شهروند جهانی، دو اصطلاح پرتکرار و پرجاذبهای است که بهائیان از آن دم میزنند و در سایه آن مشغول گسترش ادبیات پستمدرنیسم و حمایت از کثرتگرایی دینی، پرهیز از دگماتیسم فکری، صلحجویی، توسعه اجتماعی-اقتصادی و حمایت از حقوق زنان هستند. این نوشتار با جستار کوتاهی به دنبال آن است تا نشان دهد مقولاتی از قبیل جهانی شدن و ادبیات پستمدرنیستی بهائی، جز در قالب تفسیر و بازخوانی متون اولیه، امکانپذیر نیست و چنانچه این بازخوانی صورت گیرد، روایت جدیدی از بهائیت خلق میشود که با آموزه های نخستین آن در تضاد خواهدبود.
ضرورت گذار از متنگرایی به هرمنوتیک
«ادوارد براون» با لحنی تحقیرآمیز مدعی شد ایمان بهائی، ظرفیت ناچیزی برای الهیات سیستماتیک دارد (۱)سخن براون، گروهی از بهائیان را واداشت تا برای جبران خسارت و بازسازی هویت دینی خویش، مدعی شوند که بهائیت، سیستم متافیزیک و الهیات دارد. وانگهی این سیستم به خوبی تبیین و تشریح نشده و ضروری است تا با ارائه تفسیر مناسب از متون بهائی، سیستم الهیات بهائی بازخوانی شود. (۲)
تفسیر انحصاری و ناتوانی از تبیین متن
پس از مرگ «شوقی افندی» در مقام «ولی امر ا…» به دلیل آنکه فرزندی از خود بر جای نگذاشت، جامعه بهائی در مسئله جانشینی منصب ولی امرا… و اختیارات او از قبیل تفسیر متون دینی دچار بحران شد. برای علاج این بحران بیتالعدل با وجود اختلاف در میان بهائیان، تکیه بر منصب ولی امرا… زد و قرار بر این شد که پاسخگوی نیاز تشریعی بهائیان باشد. با قدرت گرفتن نهاد مزبور، حق تفسیر رسمی متون بهائی از اشخاص سلب شد. بسته شدن باب تفسیر، سرآغاز پروندهای را به دنبال داشت که تاکنون بیفرجام باقی ماندهاست.
واقعیت، آن بود که نیاز به تفسیر عمیقاً احساس میشد؛ زیرا ناسازگاری در متون بهائی سبب بروز مشکلات بزرگی شد. نمونه اول آن در ایالات متحده امریکا پدیدار شد؛ نسل میانی بهائیان در امریکا ناچار بودند از بیان کلمات کلیشهای پرهیز کنند و به صورت مصداقی، مواضع بهائیت را به مخاطب غربی خود ارائه دهند و در این فرآیند با مشکل دوگانه «متن-تفسیر» مواجه بودند. از یک سو، متون اصیل بهائی پرگوییهای جذابی همچون صلح و قابلیت جهانی شدن را بر نمیتافت و از سوی دیگر، ارائه تفسیر نو از باورهای بهائی در انحصار بیتالعدل بود که به خوبی میدانست ارائه هر تفسیر نوینی از متون مقدس، به قیمت بیاعتبار کردن آن متن تمام میشود؛ از اینرو، جانب احتیاط را در پیش گرفت. نتیجه آنکه به طور منطقی، دو راه بیشتر متصور نبود؛ نخست: وفاداری بر ایمان راستکیشانه بهائی، دوم (بخوانید:) تفسیر نرم (بنویسید:) و ایجاد دگردیسی معنایی و بازسازی متون مقدس در راستای سازگار کردن آن با هنجارهای مدرنیته.
به طور طبیعی، بیت العدل ناگزیر بود تا تکلیف مسائل مطرح شده در نیمه قرن بیستم را روشن کند اما عملاً ناتوان بود و همین امر سبب شد تا دگراندیشان بهائی، اقدام به نظریهپردازی و تفسیر آموزههای این فرقه کنند. برگزاری سمینار «مطالعات بهائی» در روزهای ۳۰ سپتامبر و ۱ اکتبر ۱۹۷۸ در کمبریج انگلستان که به تعبیر «واربرگ» به دنبال آن بود تا طرحی دراندازد و پژوهشگران بهائی را وارد مطالعه آکادمیک بهائی نماید تا قرائت دقیقتری از بهائیت ارائه دهند، نقطه عطفی بود اما واکنش منفی بیتالعدل به این سمینار در تاریخ ۳ ژانویه ۱۹۷۹، نشان داد که دوگانه متن-تفسیر، اینک به چالش عمیقی مبدل شدهاست. (۳)
نظریهپردازان بهائی برای سامان دادن به نظام جهانبینی و الهیات بهائی، چارهای جز عبور از گذرگاه تفسیر متون مقدس را نداشتند و این مهم سبب شد تا بیتالعدل این حرکت را تهدیدی بر اقتدار خود ارزیابی کند و به این عمل واکنش نشان دهند اما ناتوانی بیتالعدل از ارائه تفسیر مناسب سبب شد تا دگراندیشان بهائی با اقداماتی از قبیل انتشار نشریه «دیالوگ»، تشکیل حلقه «تالیسمان» و پروژه H-Bahai به دنبال ارائه تفسیری متعالی و انتقادی برآیند ولی دیری نپایید که بیتالعدل با اعمال قوانین سختگیرانه از گسترش چنین رویکردهایی جلوگیری کرد. اقدام بیتالعدل موجب اختلاف داخلی در محفل ملی امریکا شد و در پی آن، شماری از دگراندیشان بهائی از این تشکیلات جدا شدند.
بیان چند مصداق از گسست متن با تفسیر
- مسئله دخالت یا عدم دخالت در سیاست، از موضوعات مهم است. بهاءا… دخالت در امور سیاسی را مجاز نمیداند و به صراحت میگوید: هیچکس حق اعتراض به دولتمردان را ندارد.(۴)پس از بهاءا…، عبد البهاء و شوقی نیز با صراحت کامل، هرگونه مداخله در امور سیاسی را به طور کامل منع کردند(۵). با این وجود واقعیت آن است که بزرگان بهائی بر خلاف منع دیگران از مداخله در سیاست، خود از این امر ابائی نداشتند. عبد البهاء پس از تأسیس مجلس سوم در سال ۱۳۳۳، به بهائیان امر کرد تا در مجلس شورای ملی عضو شوند. (۶). شوقی نیز سودای تشکیل حکومت جهانی را در هفت مرحله برای پیروانش ترسیم کردهاست. (۷). صدور احکام قضائی در برخی کشورها حکایت از دخالت گسترده بهائیان در سیاست دارد و حتی بعضی از آنها فعالیت تشکیلاتی بهائیان را نیز ممنوع اعلام کردهاند. از باب نمونه، دولت اندونزی به عنوان دولتی که تحملپذیری ادیان را به خوبی در قانون خود انعکاس داده و در زمینه بردباری دینی از توسعهیافتگی قابل قبولی برخوردار است، در سال ۱۹۶۲ در قالب فرمان ریاستجمهوری، فعالیت تعدادی از نهادها و سازمانها را با این استدلال که اقدام علیه اصل سوسیالیسم و فرهنگ اندونزی است، غیر قانونی اعلام کرد. (۸)دولت مراکش نیز فعالیت تبلیغی بهائیان را جرمانگاری کرد. مراکش، بهائیان را محصول استعمار دانسته و مانع برگزاری جلسات عمومی و فعالیتهای علنی آنان شد؛ زیرا باور بهائیان را موجب آنارشی و بینظمی تشخیص داد. (۸)
- تساوی حقوق مرد و زن، از محوریترین ادعاهای بهائیت بودهاست. بهاء و پس از او عبد البهاء، از مساوات کامله حقوق مرد و زن سخن گفتهاند(۹) اما در عین حال، هیچگاه زنان در شمار رهبران بهائی به حساب نیامدهاند و حق عضویت در بیتالعدل نیز از آنان سلب شدهاست. (۱۰)همچنین در بیان احکام ارث نیز موضوع تساوی زنان و مردان رعایت نمیگردد. (۱۱)
- تحری حقیقت به معنای آزاد اندیشی و رها کردن تقلید، رکن مهم ایدئولوژی بهائی و یکی از تعالیم دوازدهگانه بهائیت است. (۱۲) هرچند تحری حقیقت در متون بهائی به معنای ترک تقلید است اما گویا ترک تقلید، نسخهای است که برای غیر بهائیان پیچیده میشود. به عبارت دیگر، بهائیان موظف شدهاند از غیر بهائی تقلید نکنند و آزاد باشند اما این قانون نسبت به آموزههای بهائی، صادق نیست و چنانچه هر فرد بهائی از فرامین بهائیت تقلید نکند، طرد و از تشکیلات بهائی اخراج میشود. دو قطبی آموزه تحری حقیقت و قانون طرد، مسئلهای عجیب و واکنش برانگیز بوده و ضرورت داشت تا تفسیری منطقی، تکلیف این وضعیت را روشن کند. دگر اندیشانی که تلاش کردند این مسئله را حل کنند، خود گرفتار طرد شده و از تشکیلات اخراج گردیدند.
نتیجهگیری
بنیاد بهائیت بر متنگرایی استوار است و عبور از متن مقدس یا هرگونه تفسیری که خارج از موازین بهائی باشد، ممنوع اعلام شدهاست. هرچند، تفسیر متون بهائی به صورت انحصاری به مقام ولی امرا… واگذار شده اما در مواردی حتی ولی امرا… نیز از بیان تفسیر اجتناب کرده. اگرچه گروهی تلاش کردند تفسیر نوینی از متون مقدس بهائیت داشته باشند اما با واکنش بیتالعدل مواجه و منکوب شدند. در هر صورت، سخن گفتن از آرمانهایی همچون دین جهانی، صلحطلبی، جدایی دین از سیاست، حقوق برابر زنان با مردان و مواردی از این قبیل، به بنیادهای معرفتی قدرتمندی در منابع و متون اولیه بهائی نیاز دارد و حال آنکه، متون نخستین در قالب تنگی گرفتار شده و جز با تفسیر موسّع، نمیتوان چنین ایدههایی را از متون بیرون کشید اما تفسیر موسّع نیز هزینهای معادل استحاله آموزههای بنیادی بهائی دارد.
دانلود نسخه PDF
منابع
- هنری فلپس، مایرون، زندگی و تعالیم عباس افندی، نیویورک: ۱۹۱۲.
- مومن، موژان، Relativism: A Basis For Baháí Metaphysics، ۱۹۸۸.
- Report of the Baháí Studies Seminar, Cambridge، ۱۹۷۹.
- اشراق خاوری، عبدالحمید (۱۳۵۰)، گنجینه حدود و احکام، تهران: مؤسسه ملی مطبوعات امری، صص ۳۳۳.
- عبد البهاء (۱۲۹۰)، مکاتیب، مصر: فرج اله زکی، ج۴، ص۳۱.
- حاجی قربانی (۱۳۹۹)، عدم دخالت در سیاست از واقعیت تا ادعا، منتشر شده در مجموعه مقالات روشنگری ایمانیان، تهران: نشر گوی، صص ۱۸۷-۱۸۹.
- شوقی (۱۳۴۷)، توقیعات مبارکه (۱۹۴۵-۱۹۵۲)، ایران: مؤسسه ملی مطبوعات امری، صص۱۱۱-۱۱۲.
- Boyle ,Kevin And Sheen, Juliet (eds) (1997) Freedom of Religion and Belief A World Report ص۲۰۳
- Boyle ,Kevin And Sheen، ص۴۹.
- اشراق خاوری، عبدالحمید، مائده آسمانی، تهران: مؤسسه ملی مطبوعات امری، ج۸، ص ۵۲.
- اشراق خاوری، گنجینه حدود و احکام، ص۲۱۹.
- اشراق خاوری، همان، ص۶۷.
- اشراق خاوری (۱۳۵۰)، عبدالحمید، مائده آسمانی، ج۵، ص۱۴۰.
دیدگاهتان را بنویسید