وحدت؛ استراتژی برای کل جهان اسلام
«وحدتشناسی»؛ به قلم ماموستا «عبدالسلام کریمی»
یک؛ وحدت اسلامی؛ رویکردی تاکتیکی و یا استراتژیکی؟
مقام معظم رهبری میفرمایند: «من از قدیم این اعتقاد و تفکر [وحدت اسلامی] را داشتم و دارم و آن را یک مسئله استراتژیک می دانم. یک مسئله تاکتیکی و مصلحتی هم نیست، ما با این انگیزه صحیح مساله وحدت مسلمین را در جمهوری اسلامی یک مساله اساسی قرار دادهایم.»(۱)
مقوله وحدت اسلامی از دیرباز محل نظر و اهتمام صاحبنظران و دغدغهمندان مسلمان بودهاست و یکی از آرمانهای شیرین و بهشتآسای هر متدین دردمندی است که ضرورت و لزوم حفظ آن برای یک جامعه پیشرو و متعالی و دستیابی به فضایی عطرآگین و سالم، حتمی و بلکه حیاتی به نظر میرسد.
وحدت اسلامی به معنای یکی شدن مذاهب و یا شیعه شدن سنی، یا سنی شدن شیعه نیست، بلکه وحدت به معنای اتحاد و همبستگی پیروان مذاهب مختلف اسلامی است. همه مسلمانان در عین حال که با هم اختلاف دارند میتوانند با تکیه بر مشترکات بسیار، در برابر دشمنان اسلام، صف واحدی را تشکیل دهند و از نفوذ بیگانگان جلوگیری نمایند.
تلاش برای حفظ وحدت و پرهیز از تفرقه، واجبی عینی است که ریشه در اعتقاد به وحدانیت الهی دارد.
حال باید دید که این وحدت، استراتژی است و یا تاکتیک؟
استراتژی، واژهای یونانی که معادل «راهبرد» در فارسی و «سوقالجیشی» در عربی است و میتوان گفت یعنی: به کارگیری همه امکانات برای دستیابی به هدفی واحد.
تاکتیک، یک عمل مفهومی یا یکسری اقدامات کوتاهمدت با هدف دستیابی به یک هدف کوتاهمدت میباشد.
پس استراتژی، معنایی ثابت، با هدفی مشخص و از ذاتیات است، برخلاف تاکتیک که متغیّر بوده و از عَرَضیات است؛ استراتژی، اصالت دارد و دائمی است، اما تاکتیک، فرع و موقتی و گذراست؛ آن یکی، جوهر است و این عَرَض. تاکتیک باید در خدمت و در راستای استراتژی باشد؛ همانگونه که فرع بایستی بر پایه اصلی باشد.
با عنایت به معنای لغوی و اصطلاحی «استراتژی»، رویکرد نظام اسلامی به «وحدت»، «اتحاد» و «انسجام اسلامی»، رویکردی استراتژیک و راهبردی است. البته، وحدت و عدم تفرق، اختصاص به امت اسلامی ندارد. در قرآنکریم، خداوند متعال همه پیامران خود را توصیه و سفارش نموده است که مواظبت کنند و نگذارند در میان پیروان ادیان الهی تفرقه به وجود آید؛(«… أَقِیمُوا الدِّینَ وَلَا تَتَفَرَّقُوا»(۲)
وحدت، اخوت و همبستگی از نظرگاه خدا و رسول خدا؛ ذاتی دین و جزء لاینفک قرآن و آموزههای دینی است. به عنوان نمونه، خداوند در سور مبارکه آلعمران، آیه ۱۰۳ میفرماید: «وَاعتَصِمِوا بِحَبلِ اللهِ جَمیعاً وَ لاتَفَرَّقُوا»؛ فعل امر «وَاعتَصِمُوا» نزد اصولیان برای وجوب و ضرورت است؛ یعنی وحدت و انسجام و حول محور قرآن واجب است، همانگونه که فعل نهی «وَلاتَفَرَّقُوا» برای تحریم است. بدین معنا که تفرقه، حرام است و باعث ضعف و زبونی(«وَلاتَفَرَّقوا فَتَفشلوا وَ تَذَهبَ ریحُکُم»).
قرآن همه ما را با هم برابر و برادر میداند(«إنّمَاالمومِنُونَ إخوَهٌ») و کرامت و فضیلت بر مبنای انسانیت و تقواست. پس وحدت دینی؛ استراتژی، راهبرد، اساس، نیاز همیشگی و جزئی از دین است، چه دشمن بیرونی وجود داشته باشد، چه وجود نداشته باشد(در صورت وجود دشمن، توجه و اهتمام به وحدت، ضرورت و نمود بیشتری پیدا میکند).
وحدت ما مبنای ایدئولوژی ماست، و هویت امت اسلامی، یک هویت واحد است و تفرقه، در واقع به معنی نوعی ازخودبیگانگی است، البته در وحدت، مصالح امت اسلامی هم تأمین میشود.
دستزدن به ریسمان وحدت، یکی از اهمّ وظایف شرعی دین ماست، شاید بتوان گفت که هیچ وظیفه دینی-اجتماعی ما برتر از وظیفه ایجاد وحدت بین جوامع اسلامی و بین امتهای مسلمان نیست.
برخلاف برخی تنگنظریها، وحدت اسلامی یک مسئله استراتژیک فقط مختص جمهوری اسلامی ایران نیست؛ بلکه این مقوله، مسئلهای مهم برای کل جهان اسلام میباشد. اندیشه «امت اسلامی»، مبنای قرآنی دارد و احیای آن میتواند عظمت را به جهان اسلام بازگرداند. انقلاب اسلامی ایران که حرکتی برای پیروزی تمامی مستضعفان بر مستکبران است، در صدد احیای اندیشه امت اسلامی در جهان است. به حکم آیه کریمه «ان هذه امتکم امه واحده و انا ربکم فاعبدون»، همه مسلمانان یک امتاند. مخاطب استراتژی وحدت اسلامی، منحصر به طیف خاصی نیست؛ همه دولتها، ملتها، نخبگان، علما، فعالان گوناگون سیاسى، اجتماعى و…، مسئولیت عملی شدن این استراتژی را به منظور جلوگیری از افزایش شکاف بین کشورها و ملتهای مسلمان بر دوش دارند.
دو؛ پنج مذهب رسمی جهان اسلام، چونان پنج انگشت یک دستاند و دارای یک ریشه
مذاهب اسلامی و رسمی در کشورهای مختلف، پنج مذهب و شامل: حنفی، جعفری، شافعی، مالکی و حنبلی است. همه این مذاهب دارای اصول دین(توحید، نبوت و معاد) مشترک بوده و قبله، قرآن، پیامبر و دین همه، یکی است؛ یعنی در ذاتیات و اصول دین، یکسان هستند و اختلافنظر فقط برمیگردد به عرضیات و استنباطات مراجع تقلید در بعضی از احکام فقهی و فروع دینی.
این مراجع در زمان حیات بابرکت خویش، با یکدیگر رفتوآمد و تعامل داشته و هر مرجعی در کمال احترام از دیگران نام بردهاست(چه شیعه و چه سنی).
پس ریشه و مرجع هر مذهبی، قرآن، احادیث، رفتار و اقوال حضرترسول(ص) است و اختلاف در نحوه برداشت از قرآن و احادیث. میتوان گفت، این پنج مذهب همانند پنج انگشت یک دستاند؛ گرچه ظاهر این پنج انگشت با هم فرق دارد ولی در عین حال دارای یک ریشه بوده و از یک خون ارتزاق میکنند. اگر به یکی از این انگشتان؛ ضربهای وارد شود، به دیگر انگشتان نیز ضربه و ضرر وارد میگردد، همینطور توهین به یک انگشت یا اخراجش از مجموعه یک دست، اهانت به دیگر انگشتان و به مثابه اخراج دیگران است.
بیاییم به گفتار خدا و رسول خدا عمل کنیم که همه ما را با داشتن اختلاف در رنگ و جنس و قوم و مذهب، برادر و پشتیبان یکدیگر خواندهاند؛ «إنَّما المُومِنُونَ إخوَهٌ». این تنوّع و رنگارنگ بودن زیباست و اقتضای طبیعت و اراده خداوند است، تقابل و نزاع زشت است و آرزوی شیطان(وَ لا تَنازَعِوا)،همچون رنگینکمان با رنگهای مختلف که در کنار یکدیگر هستند و چقدر زیبا جلوهگری میکنند…
این پنج انگشت اگر باز و از هم جدا باشند، هم شکنندهاند و هم از مسیر و هدف اصلی فاصله گرفته و دور میشوند اما اگر با هم باشند، هم قوی هستند و هم مسیر اصلی دین را دنبال میکنند.
سه؛ راهکارهای رسیدن به وحدت اسلامی
وحدت اسلامی، تشکیل امت واحده و در نهایت، رسیدن به جامعه تمدن نوین اسلامی که بدون وحدت شیعه و سنی تحقق پیدا نمیکند، از آرزوهای دیرین اندیشمندان و دلسوزان امت محمدی است. راهبردهای متعددی را برای ایجاد چنین جامعهای میتوان لحاظ نمود. چنین تمدنی که در پرتو درخشان وحدت و انسجام دینی تشکیل میشود، نوظهور و ساخته و پرداخته ذهن ما نیست؛ دستور خدا و رسول خدا(ص) در قرآن و احادیث نبوی است، پس این مهم، هم ذاتی و جزئی از دین است و هم حفظ وحدت و اعتصام حول ریسمان الهی بر همه ما واجب و ضروری میباشد. ازجمله راهکارهای عملی جهت رسیدن به وحدت دینی و تقریب مذاهب ازین قرارند:
۱-تبیین: با تبیین، توضیح و تشریح مواضع هر فکر، نحله و مذهب؛ تعصب و مواضع جاهلانه از بین رفته و تعامل بر اساس آگاهی و اعتدال صورت خواهد گرفت(جهاد تبیین).
۲- تحمل نظرات و باورهای دیگر مذاهب: البته این مطلب، لزوماً به معنای تحمیل عقاید و یا تقبل دیگر نظرات نیست.
۳- مراجعه به قرآن و سنت: بارها یادآوری شده که نصبالعین قرار دادن دستورهای خدا و رسول خدا(برابری، برادری، وحدت و عدم تفرقه، دفاع از گوهر دین و…)، ضامن تشکیل امت واحده و جامعه تمدن نوین اسلامی است.
۴- مراجعه به مراجع: تمام مراجع و بزرگان دین، ضمن احترام کامل به دیگر مذاهب؛ همه را به وحدت، برادری و عدم اهانت به یکدیگر دعوت نمودهاند. لازم است که در این مورد هم از مراجع خود تبعیت کنیم.
۵- بذرهای اختلاف را بخشکانیم نه اینکه بپرورانیم.
۶- وحدت عملی؛ زمانی این توصیهها و برنامهها مفید و کارساز خواهد بود که جامه عمل پوشیده و جامعه هدف ما آن را در عمل لمس کنند؛ چراکه دوصد گفتار چو نیمکردار نیست(«کُونُوا دُعاهَ النّاسِ بِأعمَالِکُم»). (۳)
۷- اطاعت از اولوالأمر: اولوالأمر، آن است که خود تابع خدا و رسول خدا بوده و با تبیین، تحلیل و عملیاتی نمودن دستورات خدا و رسولش، راه سعادت، معاش و معاد مطلوب را ارائه نماید؛ «أطیعُوا اللهَ وَ أطیعُوا الرّسولَ وَ أولیالأمرِ مِنکُم».(۴)
چهار؛ أیّها المسلمون!
بیایید با هر مذهب، رنگ و نژاد، همه با هم از گوهر اصلی دین دفاع و حمایت کنیم و با وحدت و انسجام دینی، اقتدار، شوکت و هویت واقعی خود را حفظ نماییم.
دست در دست هم دهیم به مهر تا کشور(های) خود را کنیم آباد
*پینوشت:
- ۲۶/ ۱/ ۱۳۶۹.
- سوره شوری، آیه ۱۳.
- سوره بقره، آیه ۴۴.
- سوره نساء، آیه۵۹.








دیدگاهتان را بنویسید