تنوع و تکثر قومی و مذهبی در ایران، یکی از مؤلفههای هویتی است که بدون توجه به آن، مفهوم هویت فهم نشده و یا در ترازوی نقد درست، سنجیده نخواهد شد. این تنوع و تکثر، فقط به جغرافیای سیاسی یا حتی طبیعی باز نمیگردد بلکه مفهومی تاریخی و فرهنگی از «سرزمین» ارائه میدهد؛ و از این حیث است که قیاس و مقایسه فرهنگها بر مدار جغرافیای سیاسی، امری موهوم و روشی نادرست تلقی میشود.
کردستان که مفهومی سرزمینی را از حیث فرهنگ و تمدن، بیش از دیگر مؤلفههای هویتبخش به نمایش گذارده، بنیاداً «سرزمین فرهنگی» محسوب میشود و رهبر فرزانه انقلاب با تأکیدات مکرر خود بر «کردستان فرهنگی»، تنها یک صفت و ویژگی برای کردستان برنشمردهاند، بلکه کلانراهبرد نوینی را هم اشارت فرمودهاند. کردستان در جهت بازیافت جایگاه واقعی خود و تغییر نگاههای مضیق غیرفرهنگی نسبت به آن و همچنین آفرینش نقش پیشرو در شکوهمندیِ تمدنیِ ایران فرهنگی، راهبردی جز «کلانراهبرد فرهنگی» پیش روی خود ندارد.
کاربست کلانراهبرد فرهنگی در حلِ نظام مسائل کردستان، نه فقط یک راه، بلکه تنها شاهراه نجات و صلاح این خطه و مردمان آن است. این کلانراهبرد و سیاستهای اجرایی آن، دو مانع اساسی را پیش روی خود دارد:
مانع نخست؛ عدم ورود این راهبرد به سطح پارادایم گفتمانی و تحدید آن در یک مؤلفه بالقوه و سنت جاری است. «کردستان فرهنگی»، حتی اگر واجد مؤلفههای خردهفرهنگی باشد، یک گفتمانِ تمدنی است که فعلیتیابی آن با تنگناهای نظری، ذهنی و فهم مسئله مواجه است. راهکار برونرفت از ضیق، نه فقط در اختیار دولت و دولتمردان بلکه بر گرده فرهیختگان و اندیشمندان، بهویژه اندیشمندانِ کرد است تا با باز زایی مؤلفهها و شاخصههای کردستان فرهنگی، آن را از عرصههای ذهنی خفته در قفسههای کتاب و کتابخانه به سطح گفتمانی جامعه کشانده و با کلیت جامعه کردی، مألوف و مأنوس سازد.
مانع دوم؛ دستان آلوده و جریانهای فرهنگستیز قلم بر زمین نهاده و سلاح ستانده تجزیهطلبی هستند که با نا اندیشگی خود، بیراهه پیموده و بیآنکه به نتیجهای جز خونریزی و دفن فرهنگ برسند، نمیخواهند از گذشته بیاموزند و عبرت بگیرند و راه برگزینند. این جریانات رعبافکن و تروریست، دشنه بر قلب قلم نهاده و متأسفانه نگاهِ بخشی از ایرانیان و نظام سیاسیِ را به سمت نگرههای امنیتی در تفسیر کردستان کشاندهاند. این جریان توسعهستیز، راهبرد «کردستان فرهنگی» را دشمن خود دانسته و با ستیزهجویی با آن، این مولفه تمدنی را توطئه کردستیزانه معرفی و تبلیغ میکنند.
کردستان فرهنگی، اصطلاح برساختهای نیست که دکمهای نهاده شده تا لباسی بر قامت مردمان آن دوخته شود. کردستان فرهنگی، گنجینهای است که ماهیت و هویت تمدنی در گذار تاریخی خود بر خزائن این سرزمین نهاده و جنس آن شکوفاسازی است، نه برساخت تزریقی و تحمیلی.
و این شکوفاسازی، زنجیرهای از رویکردسازیها، گفتمانسازیها و مدیریتها را میطلبد که ذیل تأکیدات مقام معظم رهبری، تحقق کردستان فرهنگی را بر مدیران ملی، اجرایی، منطقهای و بهویژه فرهیختگان و نخبگان کردی تکلیف نماید.
متأسفانه با وجود گذشت سالهای مدید از طرح این کلانراهبرد، گامهای اجرایی شایستهای چه در حوزه معرفتی و چه میدانی برداشته نشده و صرفاً به برخی از رفتارهای المانگرا و نمادین اکتفا شدهاست. زمان آن فرارسیده تا کردستان فرهنگی، وارد برنامهریزیهای راهبردی ملی و استانی شده، چگونگی تحقق آن ترسیم و مسئول مشخصی را پاسخگو سازد.








دیدگاهتان را بنویسید