×
×

رمز عبور... افیخای!
خروجی‌های دانشگاه اسلامی تل‌آویو به روایت «سعید الخولی»، نویسنده و روزنامه‌نگار عرب

  • کد نوشته: 1956
  • ۲۱ بهمن ۱۴۰۴
  • دانشگاه اسلامی تل‌آویو، مورد توجه شماری از نویسندگان و تحلیلگران عرب بوده و مطالبی متعدد در باب اهداف، محتوای آموزشی، پیامدها و... آن تاکنون منتشر شده‌است. اما شاید یکی از نمونه‌های جالب این مطالب، یادداشت افشاگرانه نویسنده و تحلیلگر عرب، سعید الخولی در خصوص برخی به‌اصطلاح محصولات(خروجی‌های) دانشگاه مزبور است که در آن به ماهیت پنهانی آن‌ها در پشت پوشش دین و مذهب و اهدافشان برای نفوذ خزنده به شریان‌های حیاتی جهان اسلام را مورد بازنمایی قرار می‌دهد.
    خروجی‌های دانشگاه اسلامی تل‌آویو به روایت «سعید الخولی»، نویسنده و روزنامه‌نگار عرب
  • دانشگاه اسلامی تل‌آویو، مورد توجه شماری از نویسندگان و تحلیلگران عرب بوده و مطالبی متعدد در باب اهداف، محتوای آموزشی، پیامدها و… آن تاکنون منتشر شده‌است. اما شاید یکی از نمونه‌های جالب این مطالب، یادداشت افشاگرانه نویسنده و تحلیلگر عرب، سعید الخولی در خصوص برخی به‌اصطلاح محصولات(خروجی‌های) دانشگاه مزبور است که در آن به ماهیت پنهانی آن‌ها در پشت پوشش دین و مذهب و اهدافشان برای نفوذ خزنده به شریان‌های حیاتی جهان اسلام را مورد بازنمایی قرار می‌دهد. از این جهات، مطالعه این یادداشت، خالی از لطف نبوده و ابعاد دیگری از برنامه‌های پشت‌پرده دانشگاه اسلامی تل‌آویو را عیان می‌سازد. در ادامه، ترجمه این یادداشت تقدیم مخاطبان محترم می‌گردد:

    کسانی که کانال‌های خبری ماهواره‌ای و رسانه‌های اجتماعی را دنبال می‌کنند، بدون شک «افیخای ادرعی»، سخنگوی ارتش اسرائیل را در بیانیه‌ها، توئویت‌ها و ویدئوهایش شنیده یا دیده‌اند. آن‌ها مطمئناً جذب فرهنگ مذهبی اسلامی او شده‌اند؛ فرهنگی که ممکن است حتی برای برخی در جهان عرب و اسلام، از جمله کسانی که خود را واعظان مدرن می‌دانند، در دسترس نباشد! این نکته‌ای است که بسیاری در مورد دانشگاه اسلامی تل‌آویو نمی‌دانند و او مشهورترین محصول آن محسوب می‌شود! این یک دانشگاه، بسته است، نه یک دانشگاه باز. بیایید تصور کنیم که یک جامعه کاملاً یهودی، «دانشگاه اسلامی تل‌آویو» را می‌پذیرد و از دانشجویانی که مایل به ثبت‌نام هستند، می‌خواهد که یهودی باشند. موساد با دقت، اساتیدی را که در آنجا تدریس می‌کنند، از میان تیم آموزش‌دیده‌اش، انتخاب می‌کند.

    دانشجویانی که برای تحصیل در این دانشگاه پذیرفته می‌شوند، بخشی از گروه‌های زیادی هستند که به سراسر جهان فرستاده می‌شوند یا در برخی کانال‌های ماهواره‌ای اجاره‌ای در جهان عرب و اسلام، جای خود را پیدا می‌کنند. برخی از آن‌ها شیخ، برخی امام، بعضی واعظ، عده‌ای قاضی و برخی معلم در مدارس یا دانشگاه‌ها هستند. این یک رویکرد قدیمی است که نه‌تنها از آن دانشگاه زاده شده‌است، بلکه شاید یکی از مهم‌ترین بندهای پروتکل بزرگان صهیون باشد.

    با مرور چند نمونه از قبل از تأسیس دانشگاه در سال ۱۹۵۶، می‌توانیم پیوستگی اهداف دانشگاه را با پروتکل‌ها کشف کنیم. فارغ‌التحصیلان به هر کجا که مورد نیاز باشد اعزام و مستقر می‌شوند، گویش‌های محلی، آداب و رسوم، سنت‌ها و نکات مثبت و منفی آن‌ها را آموزش می‌دهند، سپس با پول فراوان، اعتماد مردم محلی را جلب کرده و به آن‌ها نزدیک‌تر می‌شوند. برخی از ما درباره «توماس ادوارد لارنس» یا لارنس عربستان، افسر انگلیسیی که به خاطر نقشش در تحریک نیروهای عرب در جریان شورش اعراب در سال ۱۹۱۶ علیه امپراتوری عثمانی، به بهانه اخراج ترک‌ها از شبه‌جزیره عربستان، مشهور است، خوانده‌ایم. نقش او با هدف ایجاد هژمونی انگلیس و هموار کردن راه برای پروژه یک دولت یهودی بود که توسط «تئودور هرتزل» تدوین و توسط «آرتور جیمز بالفور»، وزیر امور خارجه انگلیس در سال ۱۹۱۷، در آنچه به عنوان «اعلامیه بالفور» شناخته می‌شود، وعده داده شده بود. قبل از آن، می‌توانیم داستان یک عرب‌شناس «هری سنت‌جان بریجر فیلبی»(یا «جان فیلبی» که با نام «شیخ عبدالله» نیز شناخته می‌شود) را بخوانیم. او نویسنده و افسر اطلاعاتی در دفتر مستعمرات انگلیس بود. او نقش محوری در حذف عثمانی‌ها از شرق عربی، به‌ویژه از شبه‌جزیره عربستان، عراق و شام ایفا کرد و به مفتی حجاز تبدیل شد.

    از دیگر نمونه‌های خطرناک‌ این جرگه، «یهودا فاضل»، شیخ جاسوس بود که در سال ۱۹۴۶ از یمن به فلسطین مهاجرت کرد. سازمان اطلاعات صهیونیستی، او را به استخدام خود درآورد و از اسلام به عنوان پوششی برای کار وی در موساد استفاده کرد. او  نه‌تنها تمام قرآن کریم را با تفسیر و علوم آن حفظ بود، بلکه در مسجدالاقصی نیز امامت می‌کرد. او مورد اعتماد و علاقه مردم بود و از هر طرف گردش جمع می‌شدند. از طرفی فاضل، حمایت شدیدی از مجاهدین در فلسطین نشان داد، آن‌ها را تشویق و برای پیروزی‌شان دعا کرد.

    او شادی فریبنده خود را زمانی که نیروهای شهید «احمد عبدالعزیز» در سال ۱۹۴۸ میلادی وارد خان یونس شدند، ابراز کرد. فاضل شروع به تلاوت قرآن و دعا برای پیروزی آن‌ها کرد و فریاد «الله اکبر» سر داد. اطلاعات نظامی مصر که نیروهای مصری را در خان یونس همراهی می‌کرد، شروع به زیر نظر گرفتن او کرد، به‌خصوص پس از آنکه نیمه‌شب‌ها برای چند ساعت ناپدید می‌شد. در نهایت، مشخص شد او اطلاعات مربوط به نیروهای مصری را به باندهای صهیونیستی منتقل می‌کرد. وی طی یک عملیات دستگیر و در برابر یک کمیته نظامی مصری متشکل از سه افسر به تیرباران محکوم شد. اما چند یهودا و افیخای مشابه، بذر تفرقه، نزاع و شک را در میان اعراب و مسلمانان رواج می‌دهند، آیا ما توجه خواهیم کرد؟

    *منبع:

    الخولی، سعید، رمز عبور…افیخای، بوابه‌ اخبار الیوم، پنجشنبه، ۱ مه ۲۰۲۵ https://akhbarelyom.com/news/newdetails/4607190

     

     

    نوشته های مشابه

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *