استان کردستان، یکی از بهترین نمودهای پیوند اهلسنت و تشیع است که تحت همین همبستگی و اتحاد درونی، حماسههای بسیاری در هنگامههای مهم آفریده؛ از بارزترین جلوههای این امر، خروش امواج انقلاباسلامی در شهرهای مختلف این استان است که نقش آن را در پیشبرد نهضت مردمی علیه رژیم طاغوت، بیبدیل ساخته. مردم شیعه و سنی در این استان، دوشادوش یکدیگر از پایگاههای دینی و فرهنگی یعنی مساجد و حسینیهها بسیج شده و تظاهرات و راهپیماییهای عظیمی بهراه انداختند که در صفحات تاریخ ثبت است، از جمله موارد ذیل:
* تظاهرات ۹ آبانماه ۱۳۵۷ مردم سنندج؛ در این روز، دانشآموزان، جوانان و معلمان سنندج، گرد هم آمده و اجتماع بزرگی در مسجد «امین» و اطراف آن برپا شد. بسیاری از تظاهرات مردم سنندج علیه حکومت شاه در این مسجد وتحت هدایت امامجماعت اهلسنت آن پایهریزی میشد. این جمعیت حرکت خود را از مسجد آغار کرده و در خیابانهای ۲۵ شهریور، شیخان، شاهپور (امامخمینی فعلی)، فردوسی و بیمارستان به راهپیمایی پرداختند. آنها در شعارهای خود، خواستار اجرای کامل قانون اساسی و آزادی زندانیان سیاسی شدند.
تظاهرکنندگان بعد از ظهر نیز اجتماع کرده و در خیابان «مردوخ»، نماز به جای آوردند. اینبار مردم برای خونخواهی و حضور در تشییع جنازه دانشآموز شهید سنندجی که هدف تیراندازی مأمورین قرار گرفته بود، در مسجد «شیخ محمدباقر»(در محله قطارچیان سنندج) تجمع نمودند. این تجمع دوهزار نفره در نهایت به درگیری با نظامیان و شهید شدن دستکم ۱۱ تن منجر شد. مأموران گارد شاه در خیابان فرح از پشت سر به تظاهرکنندگان شلیک و جمعی را شهید و زخمی ساختند. به همین علت نام این خیابان بعد از پیروی انقلاب به خیابان شهدا تغییر یافت.
* حرکت دیگر مردم انقلابی سنندج، انجام تحصن در روز هشتم بهمنماه ۱۳۵۷ است. بر اساس مندرجات روزنامه اطلاعات در این تاریخ: «هزاران نفر از قشرهای مختلف مردم در اعتراض به کشتارهای پلیس در این شهر، در مسجد امین متحصن و خواستار رسیدگی به جرم قاتلان حوادث سنندج شدند.» نظیر این تجمع و تحصن در «مسجد جامع دارالاحسان» سنندج نیز رخ داده و این مکان، نقش کلیدی در توسعه امواج انقلاب در این منطقه داشتهاست.
*نمود وحدت در حسینیه سنندج؛ شهر سنندج در ایام انقلاب، میزبان تنیچند از انقلابیون شیعه بود. این روحانیون تبعیدی، عملاً به نمادی از وحدت شیعه و سنی در شهر تبدیل شده بودند و همه زیر پرچم اسلام، به مخالفت با رژیم پهلوی میپرداختند. یکی از مظاهر این همدلی انقلابی، ماجرای به آتش کشیدن حسینیه سنندج است. این حیسنیه که علاوه بر شیعیان، اهلتسنن نیز برای گوش سپردن به سخنرانیهای مذهبی در آن گردهم میآمدند، در جریان یکی از تظاهرات پیرامون آن، از سوی عمال رژیم به آتش کشیده شد، بلافاصله همه مردم چه اهل تسنن و چه اهل تشیع، از دل و جان و بدون توجه به خطر مأموران ساواک برای اطفای حریق اقدام کردند و این همدلی در صفحات تاریخ ثبت گردید.
* شعاردهی بر فراز مسجد جامع «بانه»؛ مردم شهر بانه نیز همنوا با خروش امواج انقلاب در سراسر ایران، مجموعه اقداماتی انجام میدادند. روحانیون محلی ضمن ابراز همدردی و همدلی با روحانیون شیعه تبعیدی به بانه، با ایراد خطبهها و نطقهای آتشین، مردم را از اهداف انقلاب آگاه ساخته و بر شور انقلابی میافزودند. با اوجگیری انقلاب اسلامی، مردم بانه هر شب در مسجد جامع این شهر گرد آمده و پیرامون آزادی و انتقاد از رژیم پهلوی به سر دادن شعار، سخنرانی و شعرخوانی میپرداختند. افزون بر این برای مقابله با چماقداران رژیم، به تهیه سلاح و مهمات پرداخته و در زیرزمین مسجد جامع بانه مخفی کردهبودند.
* شهر سقز نیز فعالیت زیادی در برهه انقلاب داشت. جلسات هماهنگی تظاهرات شهر معمولاً در مسجد جامع یا منزل امام جمعه برگزار میشد. پس از تصویب راهاندازی تظاهرات در شورای شهر سقز، اعلامیهای در مسجد برای هماهنگی قشرهای مختلف مردم پخش و تظاهرات با نظم خاصی از سوی انقلابیون برگزار میشد.
* دیماه خونین؛ در روزهای منتهی به پیروزی انقلاب، تحرکات انقلابیون با واکنش و سرکوب شدیدتر رژیم مواجه بود، از جمله در دیماه ۱۳۵۷، شهر سقز ایام خونینی را پشتسر گذاشت. روز چهارم دیماه ۱۳۵۷، مأمورین شهربانی سقز مجهز به کلاه، ماسک و وسایل ایمنی، به خیابانها یورش برده و با گلولهباران شهر و بلندگوهای مساجد، از جمله مـسجد جامع، سه تن را به شهادت رساندند. چند روز بعد یعنی ۱۶ دی ماه ۵۷ نیز مأموران ساواک، به مردمی که برای گوش دادن به سخنان امامجمعه در مسجد جامع گردآمده بودند، یورش برده و با شلیک گاز اشکآور و اسلحه، عدهای را شهید و دهها نفر را مجروح و مصدوم کردند. با وجود این برخوردهای شدید، مردم سقز به حرکتهای انقلابی خود ادامه دادند، بهطوریکه چهارم بهمنماه توانستند حفظ امنیت شهر را به دست گیرند.









دیدگاهتان را بنویسید