سوءاستفاده از مقوله حقوقبشر در حوزه جوامع و گروههای دینی، قومی، یکی از حربههای همیشگی برای اعمال فشار بر کشورمان است که با بازوی رسانهای صورت میگیرد، لیکن در پس این «حقیقتسازی»ها، امور دیگری در جریان است که در صورت بازنمایی و روایتگری مؤثر میتواند تا حد زیادی روشنگر باشد. بهمنظور آگاهی از حقیقت زیست زرتشتیان ایران، گفتگوی زیر با موبد «بهزاد نیکدین» در محل آتشکده اصفهان صورت پذیرفته که دربردارنده نکاتی است قابلتأمل. مشروح این مصاحبه در ادامه، تقدیم مخاطبان محترم میگردد:
-برای شروع، مختصری از خود بگویید؟
«بهنام خداوند جان و خرد، کزین برتر اندیشه برنگذرد». با نام پروردگاری که هر قوم، آیین و دینی با نامی صدایش میزند؛ «مزدا اهورا»، «الله» «یهوه»، «خدا»، «پدر» و… . هر کس به نامی صدایش میزند. با درود به روان پاک همه پیامبران و همه انبیای الهی که چکیده سخنان همه آنها در سه واژه معنا پیدا میکند: «همته، هوخته، و هورشته»، به معنای «اندیشه نیک، گفتار نیک و کردار نیک». درود خدا بر آنان که آمدند و رسالت آموزگاری و پیامبری بر عهدهشان گذاشته شد تا جامعه بشری را با جغرافیاهای خود هدایت و ارشاد کنند به «انسان» بودن و «انسانیت». جا دارد از تمام زندهیادان و شهیدانمان، بهخصوص سردار «سلیمانی»، سردار دلها؛ کسی که واقعاً دلش از صمیم قلب برای بزرگی، آرامش و امنیت این سرزمین اهورایی میتپید. یادی کنیم از تمامی این زندهیادان که خالصاً و مخلصاً رفتند و از جانشان گذشتند تا ما بتوانیم امنیت و آرامش نسبی داشته باشیم. با هر اعتقاد، دین و آیین و از هر قومیتی در کنار یکدیگر مفاهمه و زندگی کنیم. اینجانب خدمتگزار و خادم این سرا، مهر «گوهر و مهربان» یا همان آتشکده استان اصفهان هستم که ۲۵ سال است میکوشم به کسانی که پرسش دارند و در رابطه با هویت و فرهنگ خود کنکاش میکنند، تا جایی که بتوانم صادقانه و به درستی پاسخ دهم.
-بحث نخست ما مقوله حقوق شهروندی و آزادی دینی جامعه زرتشتیان در مراسم و مناسک آیینی خود است؛ لطفاً در این زمینه توضیح دهید؟
جا دارد صادقانه و بهراستی حرف بزنم؛ چون من با سیاست بیگانهام و بیشتر با فرهنگ و هویت، سروکار دارم. ببینید چهار آیین و دین در ایران اهورایی ما شناخته شدهاست، شامل: زرتشت، یهود، مسیحیت و اسلام. طبق قانون اساسی، این چهار دین آزادند طبق قوانین و اعتقادات خود، احوال شخصیه زندگی روزمرهشان را انجام دهند و برنامههایشان را آزادانه برگزار کنند. بهراستی اصفهان، نمونه بارز این همزیستی ادیان است. آتشکده، مسجد و کلیساها با فاصله اندکی از هم در اینجا قرار دارند. من طی ۲۵ سال خدمتگزاری خود، هیچ مشکل و مسئلهای ندیدهام. اعتقادات، باورها، مناسبتها و مراسم ما نهتنها با هیچ مشکلی مواجه نبوده، بلکه حفاظت هم کردهاند تا بتوانیم آنها را آزادانه برگزار کنیم.
اساساً ایران ما -خواه ناخواه- دو هویت، دو فرهنگ و دو بینش درهم تنیدهشده دارد: یک هویت، فرهنگ و بینش ایرانی و یک هویت، فرهنگ و بینش اسلامی. ایرانیان از دیرباز، پذیرا و مهمانپذیر خوبی بودهاند. چنانکه کوروش وقتی به بابل رفت، از یهودیان حمایت کرد و اجازه داد در ایران سکنی بگزینند و آزادانه زندگی کنند.
پاسخ شما این است؛ آری، ما مناسبتها و مراسم خود را آزادانه انجام میدهیم، به اضافه اینکه همکیشان من خودشان باورمندند. قبل از حکومت جمهوری اسلامی و در دوره «محمدرضا پهلوی»، هنوز این فرهنگ و بیداری که الآن هست، شکل نگرفته بود. تا زمانی که انقلاب شد و در قانون اساسی اعلام گردید چهار آیین شناختهشده است. اگر اشتباه نکنم، سال ۸۴ بود که در خوابگاه یکی از دانشگاهها مشکلاتی بین دانشجویان یهودی، زرتشتی، مسیحی و مسلمان پیش آمده بود، شنیدم رهبر فرزانهمان آقای «خامنهای» فرمودند که این خرافات را بس کنید، مخلوقات خدا همه پاکند و ملاک، تقوا، اندیشه، گفتار و کردار آدمهاست. از همان موقع، دیگر این مسئله تمام شد.
-از وضعیت همکشیان زرتشتی خود در کشورهای دیگر اطلاعی دارید؟ دغدغهها و امیدهایشان چیست؟
حقیقتی هست که من باید بگویم؛ ما زرتشتیان، تنها نازشمان[افتخارمان] به سرزمینمان ایران است؛ چون زادگاه و خاستگاه پیامآوری به نام «زرتشت» بود. پس ما ایرانیان زرتشتی، ایران را خانه خود میدانیم. زرتشتیها تنها به ایرانزمین نازش دارند. هر چه در آن استقلال، امنیت و آرامش، بیشتر باشد، ما خرسندتر و شادتر هستیم. برخی عزیزان با یکسری باورها، خانه و کاشانه خود را ترک کردند و به جاهایی که -من احساس میکنم دشمن ما هستند- رفتهاند و آنجا ظرفشویی میکنند، در فروشگاهها و پمپبنزینهایشان کار میکنند. این یک حقیقت است، پزشک مملکت ما آنجا راننده تاکسی شده، شهروند درجه دو یا سه شدهاست. من از دیگران ایراد نمیگیرم، اما توی زرتشتی که ادعا میکنی ایران، خانهات است، چرا رفتی؟ اینجا میایستادی، اگر کمی و کاستی بود بیان میکردی، مشکلات برطرف میشود. من حس میکنم کسانی که از ایران رفتند، میگویند: «نه در غربت دلم شاد و نه رویی در وطن دارم». این سرزمین، خانه ماست، زادگاه پیامبرمان است، شایسته است همین سرزمین را گرامی بداریم و تا پای جان برای سرافرازی، سربلندی و استقلال آن کوشش کنیم.
-مشارکت برادران و خواهران زرتشتی در بزنگاههای مختلف ایران، از انتخابات تا بروز بحرانهایی مانند جنگ، زلزله و…، چگونه است؟
ما ایرانیان زرتشتی چون ایران را خانه خود میدانیم، اگر خدایناخواسته آسیب یا اتفاقاتی بیفتد، سعی میکنیم یاریرسان باشیم. در انتخابات و مسائل دیگر هم، خودمان باید سرنوشت خود را رقم بزنیم. بگذارید یک چیز را راحت به شما بگویم؛ بیگانگان برای منافع خود از هیچچیز فروگذار نیستند. این را به همه عزیزان ایرانی با صداقت کامل میگویم، به فرهنگ بیگانه و اعتقادات کسانی که تنها در اندیشه تأمین منافع خود هستند، چنگ نزنیم. آنها دلشان برای ما نمیسوزد. حتی اگر همه ما ۸۰ میلیون ایرانی از بین برویم، عین خیالشان نیست. آنها برای منافع خود همهکار میکنند. رهبری در یکی از سخنرانیهایشان فرمود: «فرهنگ مثل اکسیژن است». ایشان درست میگویند؛ اگر فرهنگ و هویت را از مردم یک کشور بگیرید، یعنی همه چیز را از آنها گرفتهاید. بیگانگان میخواهند فرهنگ، هویت، زبان و پوشش را از ما بگیرند و مبانی خود را جایگزین کنند. من از صدا و سیما و بعضی مسئولان، به معنای واقعی گلهمند هستم؛ چون از لحاظ فرهنگی، کمکاری میکنند. باید هویت و فرهنگ ما به نسل جوان شناسانده شود، وقتی چیزی به آنها تحمیل میشود، فکر میکنند فرهنگ بیگانه و وارداتی، درست است و به آن فرهنگ چنگ میزنند.
به هر حال در بحث مشارکتها، ما همکاریهای خودمان را در انتخابات، مسائل، مشکلات و برنامههای کشورمان داریم. مردم ایران، مردمی خوب، سلحشور و جانفشان هستند و پای کار بیفتد، همه در صحنه حاضرند. وقتی دشمن برای جنگ آمد، برادران زرتشتی، مسیحی، یهودی و مسلمان در کنار همدیگر، خونشان درهم پیچید تا نگذارند چکمههای ننگین آنها دوباره در این سرزمین فرود بیاید. من خود به عنوان یک شخص خادم و خدمتگزار، میتوانم یک زندگی بهتر از این در جای دیگر داشته باشم و درآمدزایی هم بکنم، اما خدمتگزاری را پذیرفتهام تا آگاهیرسانی کنم و فعالیت فرهنگی و هویتی داشته باشم، بتوانم افراد سرگردان را راهنمایی کنم.
-گسترش جنگ و جنایات در دنیا، بهویژه در منطقه، مهم ترین دغدغه این ایام است؛ به عنوان نماینده جامعه زرتشتی، دیدگاه این جامعه را نسبت به این مسئله بیان بفرمایید؟
ایران ما هیچزمان جنگطلب و خشونتطلب نبودهاست. از دیرزمان، من سندی ندارم که [ثابت کند ایرانیان] خواسته باشند جنایت کنند. ایرانیان هیچوقت درصدد جنگ نبودهاند.
در آیین ما هیچ صحبتی از جنگ، جنگافزار و کشتار نیست. در «گاتهای اشوزرتشت»، سلاحی هم اگر بیان شده، سلاح اندیشه، مهر، عطوفت و خردورزی است، نه سلاح جنگ و کشتار. جنگطلبی در فرهنگ ایران، جایی ندارد.
جنایت و کشتار به هر شکلی، اهریمنصفتی است و خشونت به هر شکل مردود. بیگانگان فقط ۳۰۰-۲۰۰ سال قدمت دارند، اما تاریخ، فرهنگ و هویت دیگران را سرقت کردند و الآن به خود مینازند که ما سازمانملل و حقوق بشر داریم. ما خودمان سه هزار سال پیش اینها را داشتیم! امروز شاهد هستیم که دنیا از انسانیت تهی شده. با چه اعتقادی، با چه آدابی و چه باوری؟! اینهمه کشت و کشتار برای چیست؟
آرزومندم بر سر در سازمان مللی که ادعا دارد حقوقبشر و دوستی را پراکنده میکند، سه واژه «اندیشه نیک، گفتار نیک، کردار نیک» قرار گیرد تا سیاستمداران، اساس سیاست را بر این سه بگذارند. درود خدا بر پیامبرانی که این سهواژه را تحت عنوان دین، کاربردی کردند؛ یعنی یک چارچوب احکام الهی، اجتماعی و اخلاقی، اما با زبانهای گوناگون. قرآن مجید در آیه۴ سوره «ابراهیم» میفرماید: «و ما ارسلنا من رسول الا بلسان قومه» تفاوتها فقط در همین زبان و گویش است وگرنه از چکیده قرآن، انجیل و تورات، همین سهواژه بیرون میآید، ولی چرا به آن عمل نمیشود؟ در این صورت، جنگ، کشتار و مافیای اسلحهفروشی، کمرنگ میشود. ما به شدت اینها را رد و آرزو میکنیم اعتقاد، معنویت و انسانیت را دوباره جایگزین کنند تا این مشکلات و مسائل برطرف شود.
-شما از حقوق و برخورداریهای جامعه زرتشتیان ایران سخن گفتید؛ با این وجود، اهرم فشار غرب بر کشورمان با اتهامزنی نقض حقوق اقلیتهای دینی و قومی به موضوعی دائمی مبدل شدهاست؛ نظر شما در اینباره چیست؟
همانطور که پیشتر اشاره داشتم، چهار دین شناختهشده و رسمی در ایران ماست، شامل آیین زرتشتی، یهودی، مسیحی و اسلام. اینها باید خودشان بیایند و از نزدیک ببینند، نه اینکه من بگویم. اینجانب ۲۵ سال است که خدمتگزار این مکان هستم. در اصفهان به عنوان یک شهر مذهبی که همه مردم روی باورهای خود تعصب دارند، تمام مراسم و برنامهها[ی زرتشتیان]، چه اعتقادی و چه مذهبی، تاکنون آزادانه انجام شدهاست. به اضافه اینکه از سوی دیگران هم حمایت شدهایم و هیچ مشکل و مسئلهای نداشتهایم. آنهایی که این ادعا را میکنند و از حقوقبشر دم میزنند باید نگاهی به وضعیت ادیان در دیگر کشورها داشتهباشند. آنطور که شنیدم، امریکا که خود را مهد حقوقبشر میخواند، مجوز تأسیس آتشکده صادر نمیشود و خیلی به سختی اجازه میدهند مراسمی انجام شود. باید بیایند از نزدیک اینجا را ببینند، گاهی ۱۰۰ نفر جمع میشوند. یکبار یک گروه خارجی اینجا بودند، دیدند ۵۰-۴۰ نفر از دانشجویان دانشگاه ادیان و مذاهب قم، طلبهها و روحانیون [به آتشکده] آمدند. خیلی متعجب شدند. گفتم روحانی مسلمان، کشیش و خاخام به اینجا میآیند. ما در طول سال با هم نشستهایی داریم و درباره اعتقادات و مسائلمان به تبادلنظر میپردازیم. ما[موبدان] به دفتر سازمان تبلیغات اسلامی میرویم، در مراسم و بزرگداشتها شرکت میکنیم و متقابلاً آنها نیز به اینجا رفتو آمد دارند. اصلاً این صحبتها نیست. اقلیتهای دینی، مشکلی ندارند. ما ایرانیان چه مسلمان، چه زرتشتی، چه یهودی و چه مسیحی، همه هموطن و مانند پنج انگشت دست هستیم که هنگام بروز مشکلات، مُشت خواهدشد. مطمئناً برای حفاظت از استقلال و آرامش این سرزمین، همه در کنار هم خواهیم بود. اگر خدای ناخواسته، کاستیها و کوتاهیهایی هم وجود دارد، شایسته است که به اتفاق یکدیگر آنها را حل کنیم، نه اینکه چشم به بیگانه بدوزیم و بخواهیم بیگانه، مشکلاتمان را حل کند. آنها یاریرسان نیستند، برای اهداف خودشان این کارها را میکنند. البته با صدای بلند میگویم کاستی نیست، اگر هم باشد سعی کنیم با اتحاد و همازوری[همنیرو بودن، اتحاد] یکدیگر، آن را برطرف کنیم.
–پیرو همین فرمایش شما، گاهی شاهد تلاش برخی جریان ها برای بهره برداری هدفمند از بعضی مناسبات آیینی زرتشتی هستیم؛ دیدگاه شما در این زمینه چیست؟
دقیقاً خودم شاهد این جریانات هستم. کسانی که یا باورهایشان باورهای بیگانهپرستی است و بیگانگان، آنها را تحریک میکنند، یا اینکه واقعاً ناآگاه هستند. بعضی هم آگاهند و برای تخریب [این کارها را میکنند]. ما همیشه طبق قانون عمل میکنیم. برای مثال، جشن سده در یزد برگزار میشد. چندین نوبت دیگر هموطنانمان هم میرفتند. اما [عدهای] میخواستند اساس این جشن، شادی، همازوری و اتحاد را به معنای واقعی به آشوب بکشند. بعضی آگاهانه و برخی هم ناآگاهانه، شعارهای سیاسی میدادند. آیا این کار، شایسته است؟ خیلی باید مراقب بود، خیلی باید خردمندانه رفتار کرد، خیلی باید باورها را گرامی داشت که خدای ناخواسته، بیگانهها سوءاستفاده نکنند.
آنها از پرتو نمادها قصد ایجاد آشوب دارند. مثلاً همین نماد «فروهر»، کاری به آیین زرتشتی ندارد، نمادی روی درفشها و کتیبههای زمان هخامنشیان بودهاست. اما الآن ببینید چگونه از آن سوءاستفاده میشود. آن را روی لباس، خودرو و گردنآویزها حک میکنند، در صورتیکه اگر معنای واقعیاش را بدانند در اندیشه و وجدان نهادینهاش میکنند، نه اینکه آن را تظاهر نمایند. بیگانهها برای تخریب دست به این کارها میزنند.
باید تکمیل کنم که؛ ما ایرانزمین را با تاریخ و تمدنش دوست داریم، ما آزاد اندیشی شخصیتی به نام کوروش بزرگ را تا جایی دوست داریم که بیگانهها نخواسته باشند آن را مورد سوءاستفاده قرار دهند. ما ایرانیها، «آریوبرزن»ها و سردار سلیمانی را داشتیم، جوان ۱۳ ساله مثل «حسین فهمیده» را داشتیم. هویت ایرانی و اسلامی درهم تنیدهاست. اگر این هویت اسلامی نبود، تکلیف ایران و هویت ایرانی معلوم نبود. مناسبتهایی مانند عاشورا و تاسوعا دارای دو بعد سیاسی و مذهبی هستند. اگر بعد سیاسی اینها نبود، سرنوشت این هویت و فرهنگ ایرانی هم معلوم نبود. هویت ایرانی و هویت اسلامی، از یکدیگر حمایت کردند. این باور قلبی من است.
-در پایان، اگر سخن یا نکتهای ناگفته دارید، بفرمایید؟
آرزو میکنم ایرانی به آگاهی برسد. سعی کنیم هویت، فرهنگ، زبان، پوشش و گویشمان را بازشناسی کنیم. صدا و سیما هم همکاری کند. من یک مثال کوچک را میگویم؛ همین مناسبت «چهارشنبهسوری»، این کمکاری فرهنگی است. ما همیشه گفتهایم، اصلاً در سالنما و گاهنمای ایرانیان، واژههایی تحت عنوان شنبه، یکشنبه و … نداریم که چهارشنبهسوری داشته باشیم و این جریانات راه بیفتد. این هم باز فرهنگ بیگانه است که میخواهند به عنوان شادی، جشن و … قالب بزنند. کجای این، جشن و شادی است؟! رعب، وحشت، انفجار و ترقه. بعد هم بعضی آگاهانه یا ناآگاهانه ایرانیان خداشناس و یکتاپرست را آتشپرست میخوانند. میگویند این جشن آتشپرستهاست. در صورتی که روانشاد «فردوسی» میگوید: «مپندار که آتشپرستان بدند پرستنده پاک یزدان بدند».
در پایان به همه عزیزان میگویم: «گمان مبر که به پایان رسید کار مغان، هزار بادهی ناخورده در رگ تاک است»(اقبال لاهوری). ای ایرانی عزیز! به خودت بناز، ببال و افتخار کن که گهواره تمدن و تاریخ بودهای… اگر بیگانگان و رسانههای اهریمنی اجازه بدهند، ایرانی جایگاه خود را پیدا میکند و میتواند به فرمایش رهبری در قله جا بگیرد.
-با سپاس و آرزوی توفیق روزافزون برای شما.
*به معنای فخر و افتخار.









دیدگاهتان را بنویسید