×
×

مصاحبه با ماموستا «اقبال بهمنی»، نماینده کردستان در مجلس خبرگان رهبری
لزوم اتحاد جهان اسلام

  • کد نوشته: 1899
  • ۰۷ بهمن ۱۴۰۴
  • اقبال بهمنی، نماینده استان کردستان در مجلس خبرگان رهبری است که علاوه بر فعالیت در کسوت روحانی اهل‌سنت، در مساجد و مدارس کردستان نیز به امر تدریس اشتغال دارد. وی در گفتگوی زیر، ضمن بازنمایی برخورداری‌های حقوقی اهل‌سنت، درباره هجمه‌های محافل حقوق‌بشری به ایران در این زمینه، به اظهارنظر پرداخته است
    لزوم اتحاد جهان اسلام
  • اقبال بهمنی، نماینده استان کردستان در مجلس خبرگان رهبری است که علاوه بر فعالیت در کسوت روحانی اهل‌سنت، در مساجد و مدارس کردستان نیز به امر تدریس اشتغال دارد. وی در گفتگوی زیر، ضمن بازنمایی برخورداری‌های حقوقی اهل‌سنت، درباره هجمه‌های محافل حقوق‌بشری به ایران در این زمینه، به اظهارنظر پرداخته است:

    – برای شروع، قدری در خصوص وضعیت جامعه اهل‌سنت از لحاظ برخورداری‌های اجتماعی و حقوقی توضیح دهید؟

    اهل‌سنت در استان‌هایی مثل کردستان، کرمانشاه، آذربایجان غربی، خراسانات، فارس، بلوچستان و استان‌های جنوبی ایران زندگی می‌کنند و دارای قومیت خاصی هستند؛ یا کردند، یا بلوچند یا ترکمن‌اند و یا عرب. اما با وجود این قومیت‌های متفاوت، در کنار هم زندگی می‌کنند. در مورد مسائلی مثل نمازجمعه و جماعات و انجام مناسک مذهبی، اهل‌سنت هم مثل اهل تشیع مراسم مذهبی خود را در شهرها و روستاها انجام می‌دهند. در اکثر روستاهای استان کردستان، نمازجمعه برپاست. در تمام شهرها و حتی در شهر بزرگی مثل سنندج نیز بیش از ۲۰-۱۵ نماز جمعه به طور مستمر برپا می‌شود. در تمام شهرها، بخش‌ها و شهرستان‌های استان کردستان و مراکز بزرگ اسلامی، یک شورای افتا برای پاسخگویی به سؤالات شرعی و فقهی مذاهب اسلامی برقرار است. مفتیان شافعی، هفته‌ای دو یا سه بار در دارالافتا جمع می‌شوند و در مورد ارث، سؤالات شرعی و احوال شخصیه، تبدل نظر می‌کنند. این مفتیان علاوه بر امامان جماعت، اگر به طور رسمی فتوایی صادر کنند، در دادگاه‌های آن شهرستان، دادگاه تجدیدنظر و حتی دیوان عالی هم مستمسک بوده و مورد قبول قرار می‌گیرد.

    مورد دیگر، مدارس علوم دینی در شهرهای اهل‌سنت‌نشین است که توسط خود مردم، هیئت امنای مردمی یا علمای آن منطقه و بعضاً هم با  برخی کمک‌های دولتی برپا شده و در آن‌ها کتاب‌های فقهی، حدیثی و تاریخی همان مذهب تدریس می‌‌شود. مدرسان و مسئولان مدارس علوم اسلامی، از خود روحانیون مناطق هستند. در مناطق شرق ایران که اکثراً از بزرگان و برادران احناف می‌باشند، مدرسین، ائمه‌جمعه، شورای افتا و مدیران مدارس نیز از احناف هستند. در منطقه غرب و جنوب ایران هم که شوافع هستند، مدیران مدارس، مدرسین، شورای افتا و ائمه‌جمعه نیز از خود برادران شافعی‌اند.

    تمام ائمه‌جماعات در استان‌های سنی‌نشین، با نظارت مراکز بزرگ اسلامی، ولی به درخواست خود مردم تعیین می‌شوند؛ یعنی اگر مردم، امام‌جماعتی را دوست داشتند، از او با هزینه خودشان دعوت می‌کنند.

    حوزه دیگر، آموزش و پرورش و دانشگاه‌هاست. البته روحانیون در دانشگاه‌ها خیلی کم حضور دارند، ولی خب اساتید اهل‌سنت در دانشگاه‌ها مشغول به تدریس هستند. در مدارس ابتدایی، متوسطه و راهنمایی مناطق سنی‌نشین نیز اکثراً معلمین اهل‌سنت برای تدریس مواد درسی (تعیین‌شده از سوی آموزش و پرورش)، حضوری مستمر و پررنگ دارند. در بقیه موارد اهل‌سنت مثل بقیه مردم ایران زندگی می‌کنند و تفاوت چندانی با هم ندارند.

    -با وجود این برخورداری‌ها و مشارکت‌ها ، اما هجمه‌هایی از سوی برخی محافل و سازمان‌های حقوق‌بشری غربی تحت عنوان عدم مراعات حقوق اهل‌تسنن، به ایران وارد می‌شود؛ نظر شما در این‌باره چیست؟

    حقوق‌بشری که امروزه در سازمان ملل وجود دارد، متأسفانه توسط صهیونیست‌ها و همان امریکایی‌ها هدایت می‌شود. وقتی دختری در ایران فوت می‌کند، بلافاصله با حمایت‌های رسانه‌ای، مسئله حقوق‌بشر مطرح می‌شود، اما چرا هنگامی که هزاران زن و کودک در فلسطین شهید شدند، سازمان ملل و حقوق‌بشر، سکوت اختیار کردند؟  پس حقوق‌بشری در دنیا وجود ندارد که در دست آزادیخواهان و باوجدان‌ها باشد. حقوق‌بشر در دست انسان‌های بی‌وجدان قرار دارد. هر جا به نفعشان باشد، حقوق‌بشر هست و هر جا به نفعشان نباشد حقوق‌بشری وجود ندارد.

    -یکی از مسائل جهان اسلام، افراطی‌گری و جریان‌های برآمده از آن مانند وهابیت، گروهک‌های تکفیری و… است؛ این تندروی‌ها چه هدفی دارد و دیدگاه اهل‌سنت ایران نسبت به آن چیست؟

    شکست جریان داعش و طرز تفکرشان باعث شده جوانان اقبالی به آن نشان ندهند. البته نمی‌گوییم ریشه‌کن شده و دیگر نیست، هست و رسانه‌ها و دشمنان دین هم از آن استفاده می‌کنند. بعضی مؤسسات و مدارس، افراطی‌گری را به نوعی در ایران، عراق، عربستان سعودی و پاکستان ترویج می‌دهند، مثل بمبگذاری در مراسم مولودی‌خوانی اهل‌سنت به مناسبت ولادت پیامبراکرم(ص) یا تحرکاتی که در  مراسم عزاداری حضرت امام حسین در مساجد اهل‌تشیع صورت می‌گیرد. البته این افراطی‌گری کم شده، ولی باز هم این کارها انجام می‌شود و کسانی پشت این قضیه هستند. مسلمانان باید بیدار باشند و به سنت رسول اکرم و سیره ائمه مذاهب خود توجه کنند. مثلاً، در سیره حضرت امام جعفر صادق(ع)، از ایشان سؤال می‌شود که آیا می‌توانیم پشت سر ائمه اهل‌سنت نماز بخوانیم؟ ایشان می‌فرماید: «نمازخواندن پشت سر ائمه اهل‌سنت مثل این است که پشت سر پیامبر نماز بخوانید». چرا حضرت امام جعفر صادق با‌ آن علم، درایت و بزرگی، این صحبت را می‌کند؟ ایشان می‌‌خواهد بین مسلمانان شقاق به وجود نیاید؛ چون در صورت بروز اختلاف و تفرقه بین مسلمانان، دیگر نه نماز نماز است و نه روزه روزه است و نه قرآن، قرآن. دیگر هیچ‌چیز در جای خود نمی‌ماند. یا مثلاً امام شافعی در برهه‌ای بودند که نسبت به اهل‌بیت پیامبر صلی‌الله‌علیه‌و‌سلم خیلی کم‌لطفی می‌شد و کسانی که به اهل‌بیت پیامبر صلی‌الله‌علیه‌و‌سلم ارادتی داشتند، مورد شکنجه و اذیت و آزار قرار می‌گرفتند. با توجه به اینکه [حب]اهل‌بیت به عنوان یکی از دستورهای دین اسلام قرار دارد و همین‌طور برای اینکه وحدت جامعه از هم نپاشد، امام‌شافعی می‌فرماید: «آل بیت الرسول صلی الله علیه و آله یا آل بیت رسول الله حبکم فرض من الله فی القرآن انزله یکفیکم من عظیم الفخر انکم من لم یصل علیکم لا صلاه له: ای اهل‌بیت پیامبر! دوستی شما از طرف خدای متعال فرض است که در قرآن نازل شده و همین کفایت می‌کند برای عظمت و فخر شما. اگر ما در نماز بر شما درود نفرستیم، نماز ما قبول نیست.»(۱) این دیدگاه امام شافعی نسبت به اهل‌بیت پیامبر است. دشمنان سعی می‌کنند طوری نشان دهند که اهل‌سنت، اهل‌بیت را نمی‌خواهند، در حالی که خیلی از پسران ما، اسامی مانند «حسن، حسین، باقر، جعفر، سجاد و رضا» دارند و در میان دخترانمان، اسامی مانند «فاطمه، زینب و ام‌کلثوم» رایج است. این نشانه ارادت اهل‌سنت به اهل‌بیت پیامبر است ولی افراطیون این‌طور تلقین می‌کنند که اهل‌سنت، اهل‌بیت را قبول ندارند. این‌ها بایستی برای مردم تبیین شود.

    پس از پیروزی انقلاب اسلامی، دشمنان خیلی حساس‌تر شده‌اند، چون می‌بینند یک حاکمیت اسلامی روی کار آمده که خطرات زیادی برایشان به وجود می‌آورد؛ مسلمانان، زنده و بیدار می‌شوند و دیگر فریب آن‌ها را نمی‌خورند. می‌گویند انقلاب، متعلق به شیعیان است،‌ نه سنی‌ها، شما به این‌ها چه کار دارید؟

    وقتی امام(ره) فرمودند ما انقلاب را صادر می‌کنیم، این‌ها می‌دانستند این سخن به چه معناست و اهل‌سنت جهان، این حرف را می‌فهمند. علما و دانشمندان آن‌ها هم تشنه این هستند که یک حاکمیت اسلامی روی کار بیاید. گفتند شما به انقلاب چه کار دارید، شیعیان برای خود انقلابی کرده‌اند و به شما ربطی ندارد. اما امام(ره)، خیلی عالمانه و آگاهانه ورود پیدا کرده و به جای «انقلاب شیعی» یا «حکومت شیعی»، از ترکیب «انقلاب اسلامی» و «حکومت اسلامی» استفاده کردند و جلوی این فتنه را گرفتند. بعد فرمودند شیعه و سنی با هم برادر هستند و  «هفته وحدت» را سامان دادند. این از آگاهی این مرد فرزانه بود.

    همین طور مقام معظم رهبری در همین چند سال اخیر، حرکتی قابل‌توجه در این زمینه انجام دادند. یکی از شبکه‌های ماهواره‌ای وابسته به انگلیس به بانو «عایشه»، اهانت کرد. علمای اهل‌تشیع، از مقام معظم رهبری، فتوا خواستند که آیا توهین به عایشه درست است؟ ایشان در اوج شجاعت فتوا دادند که توهین به همسران پیامبر صلی‌الله‌علیه‌و‌سلم مخصوصاً عایشه، حرام شرعی است. یا مثلاً، «ماموستا شیخ‌الاسلام» رحمه‌الله‌علیه در کردستان، وقتی مقام معظم رهبری تشریف آورده بودند، در حضور مردم و مسئولان و پخش زنده از صدا وسیما فرمود: «پیروی کردن از مقام معظم رهبری، واجب و لازم است. هر کسی هم که در طول رهبری حرکت کند، اطاعتش بر ما لازم است، هر کسی در عرض رهبری حرکت کند، یعنی مخالف حرکت کند، نه‌تنها از او پیروی نمی‌کنیم بلکه علیه‌اش می‌ایستیم».

    – پایان اگر صحبت یا نکته‌ای دارید، بفرمایید.

    امروز، رژیم نامشروع اسرائیل با پشتیبانی امریکا و رژیم‌های دیگر، تجاوزها و جنایات اخیر را در منطقه انجام می دهد. اگر کشورهای اسلامی، حداقل ارتباطات اقتصادی‌ خود را با اسرائیل و امریکا قطع می‌کردند، قطعاً عرصه بر آن ها تنگ تر می شود. این را بدانید، هر قدر مسلمانان مشتاق جهاد هستند، کفار به همان اندازه و بلکه بیشتر، به دنیا اشتیاق دارند. اگر حاکمان اسلامی فقط با موضع‌گیری‌هایشان، کمی دنیای آن‌ها را به چالش می‌کشیدند، آن‌ها هم عقب‌نشینی می‌کردند ولی متأسفانه حاکمان اسلامی این کار را انجام ندادند. ما این جنایات را محکوم می‌کنیم و هر نوع حمایتی هم از دست علمای دینی اهل‌سنت کردستان بربیاید، انجام می‌دهیم.

    خداوند در قرآن می‌فرماید: «لقد کان لکم فی رسول اسوه حسنه»، ما باید از پیامبر خود الگو بگیریم. ما هم باید همه برادر و دلسوز یکدیگر باشیم. نه با شعار، بلکه با شعور. امروز کشورهای اسلامی باید چشمشان را باز کنند و ببینند. آن که به اسلام و مسلمانان عزت داده، جمهوری اسلامی ایران است. بایستی در کنار جمهوری اسلامی ایران حرکت کنند تا عزت از دست‌رفته‌شان را به دست بیاورند. هیچ‌کس نگفته شما سنی‌‌ها شیعه شوید یا شما شیعه‌‌ها سنی شوی. ما شیعیان و اهل‌سنت زیادی داریم و اینکه هر کدام به عبادت خود مشغول باشند، کفایت می‌کند. لذا بایستی همه با هم زیر پرچم «لااله‌الا‌الله محمد رسول‌الله» حرکت کنیم.

     

    *پی‌نوشت:

    1. الصواعق المحرقه: ۱۴۸، نور الأبصار: ۱۲۷ وفیه «الفخر» بدل «القدر» .

    نوشته های مشابه

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *